گرامر ضروری انگلیسی برای موفقیت در آزمون 🎯
کف دستهاتون عرق کرده، پاهاتون بیقرار شده و ذهنتون با سرعت از این شاخه به اون شاخه میپره. معلومه؛ وقت امتحانه!
بیشتر امتحانها چندان خوشایند نیستن، اما آزمونهای گرامر میتونن سختتر هم باشن، چون واقعاً کلی نکته و قانون گرامری هست که باید یادتون بمونه.
حفظ کردن این همه قانون ممکنه آمادگی برای آزمون گرامر رو حسابی سخت و گیجکننده کنه. برای همین، توی این راهنما مهمترین مباحث گرامری آزمونها رو یکجا مرور میکنیم تا بدونید روی چه نکاتی باید بیشتر تمرکز کنید و برای سؤالهای مختلف آمادهتر باشید.
میتونین دورهی آموزش تافل ۲۰۲۶ و دوره خودآموز رایتینگ آیلتس سایت ما رو با کلیک روی اسم این دورهها در همین جمله تهیه کنید تا هر چه بهتر با این آزمونها آشنا بشید.
فهرست مطالب
آمادگی برای آزمون گرامر
اجزای کلام در انگلیسی
ساختار جمله و نحو
قوانین نشانهگذاری و حروف بزرگ
اسمهای جمع و غیرقابلشمارش
تطابق ضمیر
وابستهها
زمانها و شکلهای فعل
تطابق فاعل و فعل
ساختار موازی
اشتباهات رایج گرامری
سؤالات متداول
آیا این مبحث توی امتحان میاد؟ آمادگی برای آزمون گرامر
هرچی آزمون مهمتر باشه، بخش گرامرش هم معمولاً سختتر میشه. این موضوع بهخصوص دربارهٔ آزمونهای آکادمیک همینطور آزمونهای مختلف سنجش مهارت زبان انگلیسی صدق میکنه.
معمولاً از قبل دقیقاً نمیگن چه مباحثی قراره توی آزمون بیاد؛ چون اگه میگفتن، آزمون دیگه نمیتونست مهارت واقعی شما رو درست ارزیابی کنه. برای همین، زبانآموزها مجبور میشن تقریباً همهچیز رو مرور کنن تا چیزی از قلم نیفته.
خبر خوب اینه که گرامر انگلیسی توی چنین آزمونهایی معمولاً حول مباحث پایه میچرخه. پس اگه اصولی رو که توی این مقاله میبینید خوب یاد بگیرید، برای بخش زیادی از سؤالها آماده خواهید بود. 📚
در کنار گرامر، حتماً واژگان (Vocabulary) و انتخاب کلمه (Word Choice) رو هم مرور کنید. این نوع آزمونها معمولاً از کلمات نسبتاً سخت، اصطلاحها (Idioms) و افعال عبارتی (Phrasal Verbs) استفاده میکنن که هرکدوم معنی خاص خودشون رو دارن.
اجزای کلام در انگلیسی
دستهٔ واژگانی (Word Class) که با عنوان اجزای کلام (Parts of Speech) هم شناخته میشه، در اصل مشخص میکنه هر کلمه چه نوع کلمهایه؛ مثلاً اسم، فعل، صفت و غیره.
بعضی کلمات به افراد یا چیزها اشاره میکنن، بعضی انجام یک کار رو نشون میدن و بعضی هم برای توصیف استفاده میشن. شناخت اجزای کلام خیلی مهمه، چون هر دسته از کلمات قوانین گرامری مخصوص خودش رو داره.
اسم (Noun) — به افراد، مکانها، اشیا و مفاهیم اشاره میکنه.
فعل (Verb) — عمل یا کاری رو نشون میده.
صفت (Adjective) — اسم رو توصیف میکنه.
قید (Adverb) — فعل، صفت یا یک قید دیگه رو توصیف میکنه.
ضمیر (Pronoun) — جای اسم میاد تا مجبور نباشیم مدام اون اسم رو تکرار کنیم.
فعل کمکی (Auxiliary Verb / Helper Verb) — برای کارهایی مثل ساخت زمانها و صرف فعل به فعل اصلی کمک میکنه.
حرف اضافه (Preposition) — رابطههایی مثل جهت، زمان، مکان و فضا رو نشون میده.
تعیینکننده (Determiner) — اطلاعاتی دربارهٔ اسم میده و در بعضی ساختارهای گرامری حضورش لازمه.
حرف ربط (Conjunction) — کلمات، عبارتها یا بندها رو به هم وصل میکنه.
حرف ندا (Interjection) — احساسات ناگهانی رو منتقل میکنه و بیشتر در زبان غیررسمی دیده میشه.
مثال (Example)
Wow, he has quickly grown into a beautiful and healthy cat!
ترجمهٔ مثال:
وای، اون خیلی سریع تبدیل به یه گربهٔ زیبا و سالم شده!
| جزء کلام | کلمه |
|---|---|
| حرف ندا (Interjection) | Wow |
| ضمیر (Pronoun) | he |
| فعل کمکی (Auxiliary Verb) | has |
| قید (Adverb) | quickly |
| فعل (Verb) | grown |
| حرف اضافه (Preposition) | into |
| تعیینکننده (Determiner) | a |
| صفت (Adjective) | beautiful |
| حرف ربط (Conjunction) | and |
| صفت (Adjective) | healthy |
| اسم (Noun) | cat! |
ساختار جمله و نحو
برای اینکه ساختار جمله (Sentence Structure) رو خوب متوجه بشید، اول باید بندها (Clauses) رو بشناسید.
یک جملهٔ کامل (Sentence) باید حداقل یک بند مستقل (Independent Clause) داشته باشه. بند مستقل هم به فعل و فاعل (Subject) نیاز داره.
بند وابسته (Dependent Clause) یا بند پیرو (Subordinate Clause) هم فاعل و فعل داره، اما نمیتونه بهتنهایی یک جملهٔ کامل باشه و باید کنار یک بند مستقل قرار بگیره.
با توجه به تعداد بندهای مستقل و وابسته، جملهها به چهار نوع اصلی تقسیم میشن:
ساده (Simple) — یک بند مستقل
مرکب (Compound) — دو یا چند بند مستقل
پیچیده (Complex) — یک بند مستقل و یک یا چند بند وابسته
مرکبـپیچیده (Compound-Complex) — دو یا چند بند مستقل و یک یا چند بند وابسته
برای ساختن یک جملهٔ کامل، بندها باید به شکل درستی به هم وصل بشن. برای وصل کردن بندهای مستقل میشه از نقطهویرگول (Semicolon) یا حروف ربط همپایه (Coordinating Conjunctions) مثل for, and, nor, but, or, yet, so استفاده کرد.
اگه این اتصال درست انجام نشه، ممکنه با اشتباهی به اسم جملهٔ بههمچسبیده (Run-on Sentence) روبهرو بشیم.
ترتیب کلمات هم باید درست باشه؛ چیزی که بهش نحو (Syntax) میگیم. مثلاً توی بیشتر جملههای انگلیسی، فاعل قبل از فعل میاد و صفت هم معمولاً قبل از اسمی قرار میگیره که توصیفش میکنه.
قوانین نشانهگذاری و حروف بزرگ ✍️
نشانهگذاری (Punctuation)
نشانهگذاری هم بخش مهمی از آمادگی برای آزمون گرامره و هم برای بهتر شدن مهارت کلی گرامرتون ضروریه.
| علامت | نام | کاربرد |
|---|---|---|
| . | نقطه (Period) | در پایان جملههای خبری و بیشتر جملههای امری میاد. |
| ? | علامت سؤال (Question Mark) | در پایان جملههای پرسشی استفاده میشه. |
| ! | علامت تعجب (Exclamation Mark) | در پایان جملههای تعجبی یا احساسی میاد. |
| , | ویرگول (Comma) | برای ایجاد مکث و جدا کردن بندها، عبارتها یا موارد یک فهرست استفاده میشه. |
| “ ” | علامت نقلقول (Quotation Marks) | برای نقلقول مستقیم یا عنوان آثار کوتاه استفاده میشه. |
| ’ | آپاستروف (Apostrophe) | برای ساخت اسم ملکی یا شکل کوتاهشدهٔ کلمات (Contraction) به کار میره. |
| : | دونقطه (Colon) | اطلاعات مرتبط با بخش قبلی جمله، مثل فهرستی از مثالها، رو معرفی میکنه. |
| ; | نقطهویرگول (Semicolon) | میتونه دو بند مستقل مرتبط رو به هم وصل کنه. |
| ( ) | پرانتز (Parentheses) | اطلاعات جانبی رو از بخش اصلی جمله جدا میکنه. |
| – | خط تیره (Hyphen) | برای وصل کردن بعضی کلمات و ساخت ترکیب استفاده میشه. |
| . . . | سهنقطه (Ellipsis) | حذف بخشی از اطلاعات یا مکث در حرف زدن رو نشون میده. |
| — | خط تیرهٔ بلند (Em Dash) | معمولاً برای جدا کردن اطلاعات توضیحی یا جانبی استفاده میشه. |
| – | خط تیرهٔ متوسط (En Dash) | بیشتر برای نشون دادن بازهٔ اعداد و تاریخها استفاده میشه. |
استفاده از حروف بزرگ (Capitalization)
در انگلیسی، حرف اول موارد زیر رو با حرف بزرگ مینویسیم:
اولین کلمهٔ جمله
اسم مشخص افراد، مکانها و چیزها، یعنی اسم خاص (Proper Noun)
ضمیر I
ملیتها و زبانها
دورههای تاریخی
اسم روزها، ماهها و تعطیلات
حروف اول اسمها و سرواژهها (Acronyms)
عنوانهای خانوادگی و شغلی، وقتی بهجای اسم استفاده میشن
کلمات اصلی در عنوان آثار
اسمهای جمع و اسمهای غیرقابلشمارش
برای نشون دادن بیشتر از یکی، معمولاً اسم مفرد رو به جمع تبدیل میکنیم. در بیشتر موارد فقط کافیه -s رو به آخر اسم اضافه کنیم، اما استثناهای زیادی هم وجود داره.
بعضی اسمها بهجای -s با -es یا -ies جمع بسته میشن و بعضیها هم در حالت مفرد و جمع یک شکل دارن.
بعضی اسمها شکل جمع کاملاً متفاوتی دارن؛ مثل:
child → children
به اینها اسمهای جمع بیقاعده (Irregular Plural Nouns) میگیم.
از طرف دیگه، بعضی اسمها اصلاً قابلشمارش نیستن؛ مثل water و sand. به اینها اسمهای غیرقابلشمارش (Mass Nouns / Uncountable Nouns) میگیم.
تطابق ضمیر
ضمیرها (Pronouns) به چیزی اشاره میکنن که قبلاً گفته شده یا مخاطب از قبل میدونه منظور چیه.
مثال (Example)
Abdo went home because he was tired.
ترجمهٔ مثال:
عبدو به خونه رفت چون خسته بود.
توی این مثال، ضمیر he به Abdo اشاره میکنه. کلمهای که ضمیر جای اون میاد، مرجع ضمیر (Antecedent) نام داره.
یکی از نکات مهم در آزمونهای گرامر، تطابق ضمیر و مرجع (Pronoun-Antecedent Agreement) هست. در بیشتر موارد، مفرد یا جمع بودن این دو باید با هم هماهنگ باشه.
مثال (Example)
The trip took a long time, but it was nice.
ترجمهٔ مثال:
سفر خیلی طول کشید، ولی خوب بود.
مثال (Example)
The trips took a long time, but they were nice.
ترجمهٔ مثال:
سفرها خیلی طول کشیدن، ولی خوب بودن.
ضمیرهای شخصی فاعلی
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| اولشخص | I | we |
| دومشخص | you | you |
| سومشخص | he, she, they, it | they |
ضمیرهای شخصی مفعولی
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| اولشخص | me | us |
| دومشخص | you | you |
| سومشخص | him, her, them, it | them |
انواع دیگهٔ ضمیر
ضمیرهای موصولی (Relative Pronouns) — مثل that, which, who
ضمیرهای اشاره (Demonstrative Pronouns) — مثل this, these, those
ضمیرهای نامعین (Indefinite Pronouns) — مثل anybody, someone, nothing
ضمیرهای انعکاسی (Reflexive Pronouns) — مثل myself, yourself, themselves
ضمیرهای تأکیدی (Intensive Pronouns)
ضمیرهای ملکی (Possessive Pronouns) — مثل mine, yours, theirs
ضمیرهای پرسشی (Interrogative Pronouns)
ضمیرهای توزیعی (Distributive Pronouns)
ضمیرهای متقابل (Reciprocal Pronouns) — each other و one another
وابستهها (Modifiers)
وابستهها کلمات یا عبارتهایی هستن که کلمهٔ دیگهای رو توصیف میکنن؛ مثل صفتها، قیدها و عبارتهای حرف اضافهای (Prepositional Phrases).
بهطور کلی، بهتره وابسته تا جای ممکن نزدیک کلمهای قرار بگیره که توصیفش میکنه. در غیر این صورت ممکنه با وابستهٔ نابجا (Misplaced Modifier) روبهرو بشیم؛ یعنی وابسته طوری قرار بگیره که انگار داره کلمهٔ اشتباهی رو توصیف میکنه.
مثال (Example)
“One morning I shot an elephant in my pajamas. How he got in my pajamas, I don’t know.” —Groucho Marx
ترجمهٔ مثال:
«یک روز صبح، در حالی که لباس خوابم تنم بود، به یک فیل شلیک کردم. اینکه اون چطور رفته بود توی لباس خواب من، نمیدونم!» — گروچو مارکس
شوخی جمله دقیقاً از جای قرار گرفتن عبارت in my pajamas میاد؛ چون از نظر ساختاری میشه طوری برداشت کرد که انگار فیل داخل لباس خواب گوینده بوده! 😄
یکی دیگه از اشتباهات رایج، وابستهٔ آویزان (Dangling Modifier) هست؛ یعنی وابسته به کلمهای اشاره کنه که اصلاً توی جمله وجود نداره.
زمانها و شکلهای فعل
فعلها میتونن یکی از سختترین بخشهای گرامر آزمون باشن، چون تنوع زیادی دارن. هر بار که از یک فعل استفاده میکنید، باید مطمئن بشید شکل، زمان و تطابقش با فاعل درسته.
شکلهای فعل (Verb Forms)
فعلها معمولاً پنج شکل اصلی دارن:
شکل پایه (Root) — شکل اصلی فعل بدون صرف؛ مثل live
سومشخص مفرد (Third-Person Singular) — مثل lives
گذشته (Past Tense) — مثل lived
وجه وصفی حال (Present Participle) — مثل living
وجه وصفی گذشته (Past Participle) — مثل lived
حواستون به فعلهای بیقاعده (Irregular Verbs) باشه، چون همیشه از این الگوها پیروی نمیکنن.
متأسفانه فرمول واحدی برای فعلهای بیقاعده وجود نداره و باید شکلهای مختلف اونها رو جداگانه یاد بگیرید.
فعلها میتونن به شکل مصدر با to (Infinitive) مثل to live و اسم مصدر (Gerund) مثل living هم استفاده بشن.
زمانهای فعل (Verb Tenses)
از زمانهای فعل استفاده میکنیم تا مشخص کنیم یک اتفاق چه زمانی رخ داده.
بهطور کلی، زمانها بر اساس گذشته، حال و آینده دستهبندی میشن. اما هرکدوم میتونن شکلهای مختلفی داشته باشن:
زمان ساده (Simple Tense) — برای بیان کارها در گذشته، حال یا آینده
زمان کامل (Perfect Tense) — با ساختار have/has/had + past participle
زمان استمراری (Continuous Tense) — با ساختار be + present participle
زمان کامل استمراری (Perfect Continuous) — برای کارهای ادامهداری که از قبل شروع شدن
فعلهای حالتی و کنشی
وقتی دربارهٔ زمان فعل صحبت میکنیم، باید تفاوت فعلهای حالتی (Stative Verbs) و فعلهای کنشی (Dynamic Verbs) رو هم بدونیم.
فعلهای کنشی یک عمل یا فعالیت رو توصیف میکنن، اما فعلهای حالتی بیشتر دربارهٔ وضعیت، احساس یا نظر هستن.
نکتهٔ مهم: فعلهای حالتی معمولاً در زمانهای استمراری استفاده نمیشن.
چند فعل حالتی رایج:
want, need, prefer, love, hate, like, dislike, seem, understand, know, believe, involve, realize
البته بعضی فعلها بسته به کاربردشون میتونن هم حالتی باشن و هم کنشی؛ مثل:
see, hear, taste, smell, feel
تطابق فاعل و فعل
علاوه بر انتخاب زمان درست، باید به تطابق فاعل و فعل (Subject-Verb Agreement) هم دقت کنید.
طبق این قانون، فعل باید از نظر شخص و تعداد با فاعل هماهنگ باشه.
مثال (Example)
I walk.
ترجمهٔ مثال:
من راه میرم.
She walks.
ترجمهٔ مثال:
اون راه میره.
They walk.
ترجمهٔ مثال:
اونها راه میرن.
وقتی فاعل سومشخص مفرده، مثل she، معمولاً به فعل -s، -es یا -ies اضافه میکنیم.
در مورد فعلهای بیقاعده باید بیشتر حواستون جمع باشه. مثلاً have در سومشخص مفرد به has تبدیل میشه.
فعل be هم شکلهای متفاوتی داره که بهتره خوب حفظشون کنید:
| مفرد | جمع | |
|---|---|---|
| اولشخص | (I) am | (we) are |
| دومشخص | (you) are | (you) are |
| سومشخص | (he/she/it) is | (they) are |
ساختار موازی (Parallelism)
ساختار موازی یعنی وقتی دو یا چند کلمه، عبارت یا بند رو پشت سر هم میارید، ساختار گرامری اونها باید با هم هماهنگ باشه.
نادرست (Incorrect)
For dinner we like lamb chops and to fry brussels sprouts.
ترجمهٔ مثال:
برای شام، گوشت بره دوست داریم و اینکه کلم بروکسل سرخ کنیم.
درست (Correct)
For dinner we like lamb chops and brussels sprouts.
ترجمهٔ مثال:
برای شام، گوشت بره و کلم بروکسل دوست داریم.
درست (Correct)
For dinner we like to grill lamb chops and fry brussels sprouts.
ترجمهٔ مثال:
برای شام دوست داریم گوشت بره رو گریل کنیم و کلم بروکسل رو سرخ کنیم.
مثال اول ناموزون به نظر میرسه، چون توی یک ساختار، اسم و فعل با هم ترکیب شدن. باید یک الگو رو انتخاب کنیم و همون رو ادامه بدیم.
اشتباهات مربوط به ساختار موازی معمولاً در این موارد دیده میشن:
اسم و فعل
اسم مصدر (Gerund) و مصدر (Infinitive)
اسم مفرد و جمع
دستههای مختلف کلمات، مثل قید و عبارت حرف اضافهای
اشتباهات رایج گرامری ⚠️
آزمونهای گرامر معمولاً روی اشتباهاتی تمرکز میکنن که زبانآموزها زیاد مرتکب میشن. برای همین، فقط بلد بودن قوانین پایه کافی نیست؛ بهتره خطاهای رایج رو هم بشناسید و بدونید چطور اصلاحشون کنید.
یکی از موضوعات مهم، همآواها (Homophones) هستن؛ یعنی کلماتی که تلفظ یکسان یا خیلی شبیهی دارن، اما معنی و گاهی املای متفاوتی دارن.
مثلاً:
their / there / they’re
و:
your / you’re
این کلمات ظاهر سادهای دارن، اما اشتباه گرفتنشون خیلی رایجه. پس حتماً معنی و کاربرد هرکدوم رو خوب مرور کنید.
سؤالات متداول دربارهٔ گرامر آزمون
مهمترین مباحث برای آمادگی آزمون گرامر کدوما هستن؟
بیشتر برگزارکنندههای آزمون از قبل دقیقاً اعلام نمیکنن چه چیزهایی توی امتحان میاد، چون هدف اینه که آزمون واقعاً سطح مهارت شما رو بسنجه.
بااینحال، از رایجترین مباحث میشه به این موارد اشاره کرد:
اجزای کلام (Parts of Speech)
ساختار جمله و نحو (Sentence Structure and Syntax)
زمانها و شکلهای فعل (Verb Tenses and Forms)
نشانهگذاری و حروف بزرگ (Punctuation and Capitalization)
بهترین روشها برای تقویت گرامر چی هستن؟
تقویت گرامر از شناخت درست قوانین شروع میشه. اول مباحث پایه رو مرور کنید و روی قسمتهایی که بیشتر باهاشون مشکل دارید وقت بیشتری بذارید.
بعد از اون، گرامر رو عملاً توی نوشتن تمرین کنید؛ مثلاً با نوشتن یادداشت روزانه، مقاله یا متنهای خلاقانه. هرچی بیشتر از ساختارهایی که یاد گرفتید استفاده کنید، احتمال اینکه موقع آزمون سریعتر تشخیصشون بدید بیشتر میشه.
اشتباهات رایج گرامری کدوما هستن؟
توی آزمونهای گرامر معمولاً سراغ اشتباهاتی میرن که افراد زیاد مرتکب میشن. در کنار اصول پایه، بهتره این موارد رو با دقت مرور کنید:
جملههای بههمچسبیده (Run-on Sentences)
وابستههای نابجا (Misplaced Modifiers)
وابستههای آویزان (Dangling Modifiers)
تطابق فاعل و فعل (Subject-Verb Agreement)
ساختار موازی (Parallelism)
همآواها (Homophones)
اگه این مباحث رو خوب یاد بگیرید و در کنارش تمرین کافی داشته باشید، بخش گرامر آزمون دیگه اونقدرها هم ترسناک به نظر نمیرسه. 🎯



