۳۰ ضربالمثل رایج انگلیسی همراه با معنی و مثال
- A bird in the hand is worth two in the bush.
معنی:
چیزی که همین حالا در اختیار دارید، معمولاً ارزش بیشتری از چیزی داره که فقط احتمال به دست آوردنش وجود داره.
مثال:
He decided not to gamble, realizing that a bird in the hand is worth two in the bush.
ترجمهٔ مثال:
او تصمیم گرفت ریسک نکنه، چون فهمید چیزی که همین حالا داره، از چیزی که فقط احتمال به دست آوردنش وجود داره ارزشمندتره.
- A journey of a thousand miles begins with a single step.
معنی:
هر موفقیت بزرگی با یک قدم کوچک شروع میشه.
مثال:
She started her business with just one client, proving that a journey of a thousand miles begins with a single step.
ترجمهٔ مثال:
اون کسبوکارش رو فقط با یک مشتری شروع کرد و ثابت کرد که هر مسیر بزرگی از اولین قدم شروع میشه.
- A picture is worth a thousand words.
معنی:
گاهی یک تصویر یا حتی حالت چهره، بیشتر از هزار کلمه حرف برای گفتن داره.
مثال:
Her expression said it all—a picture is worth a thousand words.
ترجمهٔ مثال:
حالت چهرهاش همهچیز رو توضیح میداد؛ واقعاً بعضی وقتها یک تصویر از هزار کلمه گویاتره.
- An apple a day keeps the doctor away.
معنی:
داشتن تغذیهٔ سالم به حفظ سلامتی و پیشگیری از بیماری کمک میکنه.
نکته: منظور این ضربالمثل فقط خوردن سیب نیست؛ بلکه روی اهمیت تغذیهٔ سالم تأکید میکنه.
مثال:
He’s so conscious about his diet—an apple a day keeps the doctor away!
ترجمهٔ مثال:
اون خیلی مراقب تغذیهشه؛ همونطور که میگن، تغذیهٔ سالم به حفظ سلامتی کمک میکنه.
- All that glitters is not gold.
معنی:
هر چیزی که ظاهر جذابی داره، لزوماً ارزشمند یا قابل اعتماد نیست.
مثال:
The deal seemed great, but all that glitters is not gold.
ترجمهٔ مثال:
اون معامله در نگاه اول عالی به نظر میرسید، اما هر چیزی که برق میزنه طلا نیست.
- Beggars can’t be choosers.
معنی:
وقتی واقعاً به چیزی نیاز دارید، نمیتونید دربارهٔ جزئیاتش سختگیر باشید.
مثال:
They offered him an old car, and he accepted—it’s true that beggars can’t be choosers.
ترجمهٔ مثال:
بهش یک ماشین قدیمی پیشنهاد دادن و قبول کرد؛ بالاخره وقتی آدم نیاز داشته باشه، همیشه حق انتخاب زیادی نداره.
- Better safe than sorry.
معنی:
احتیاط کردن همیشه بهتر از پشیمون شدنه.
مثال:
Take an umbrella—better safe than sorry.
ترجمهٔ مثال:
چترت رو بردار؛ احتیاط همیشه بهتر از پشیمونیه.
- Birds of a feather flock together.
معنی:
آدمهایی که علایق، اخلاق یا طرز فکر مشابهی دارن، معمولاً با هم رفتوآمد میکنن.
مثال:
They’re always seen together—birds of a feather flock together.
ترجمهٔ مثال:
همیشه این دو نفر رو با هم میبینن؛ آدمهای شبیه هم معمولاً کنار هم جمع میشن.
- Blood is thicker than water.
معنی:
رابطههای خانوادگی معمولاً از رابطههای دیگه محکمتر و مهمترن.
مثال:
He chose to help his brother because blood is thicker than water.
ترجمهٔ مثال:
تصمیم گرفت به برادرش کمک کنه، چون پیوند خانوادگی براش از هر چیز دیگهای مهمتر بود.
- Curiosity killed the cat.
معنی:
کنجکاوی بیش از حد ممکنه دردسر درست کنه.
مثال:
Don’t poke around in their personal lives—remember, curiosity killed the cat.
ترجمهٔ مثال:
زیادی توی زندگی شخصی دیگران سرک نکش؛ کنجکاوی بیش از حد گاهی دردسرسازه.
- Don’t bite the hand that feeds you.
معنی:
نسبت به کسی که ازت حمایت میکنه یا بهت کمک میکنه، ناسپاس نباش.
مثال:
You shouldn’t criticize your boss—don’t bite the hand that feeds you.
ترجمهٔ مثال:
بهتره مدام از رئیست ایراد نگیری؛ نباید با کسی که حامیته بدرفتاری کنی.
- Don’t count your chickens before they hatch.
معنی:
قبل از اینکه چیزی قطعی بشه، روی موفقیتش حساب باز نکن.
مثال:
He hasn’t got the job yet, so he shouldn’t count his chickens before they hatch.
ترجمهٔ مثال:
هنوز اون شغل رو نگرفته، پس نباید از حالا خودش رو برنده بدونه.
- Don’t put all your eggs in one basket.
معنی:
همهٔ امید یا سرمایهتون رو روی یک گزینه نذارید.
مثال:
She diversified her investments because she didn’t want to put all her eggs in one basket.
ترجمهٔ مثال:
اون سرمایهگذاریهاش رو بین چند گزینه تقسیم کرد، چون نمیخواست همهچیز رو روی یک انتخاب ریسک کنه.
- Every cloud has a silver lining.
معنی:
حتی بدترین اتفاقها هم میتونن یک جنبهٔ مثبت یا فرصت تازه داشته باشن.
مثال:
Losing the job led him to start his own business—every cloud has a silver lining.
ترجمهٔ مثال:
از دست دادن شغلش باعث شد کسبوکار خودش رو راه بندازه؛ گاهی دلِ اتفاقهای بد، یک فرصت خوب پنهان شده.
- If it ain’t broke, don’t fix it.
معنی:
اگر چیزی خوب کار میکنه، بیدلیل تغییرش نده.
مثال:
The system is working smoothly—if it ain’t broke, don’t fix it.
ترجمهٔ مثال:
سیستم بدون مشکل کار میکنه؛ پس لازم نیست بیدلیل تغییرش بدی.
- It’s better to give than to receive.
معنی:
کمک کردن و بخشیدن به دیگران، معمولاً حس بهتری از فقط دریافت کردن به آدم میده.
مثال:
He volunteers every weekend—it’s better to give than to receive.
ترجمهٔ مثال:
او هر آخر هفته بهصورت داوطلبانه کار میکنه؛ چون باور داره کمک کردن به دیگران، ارزشمندتر از فقط دریافت کردنه.
- Necessity is the mother of invention.
معنی:
نیاز و مشکلات، آدمها رو به پیدا کردن راهحلهای خلاقانه وادار میکنن.
مثال:
The water shortage led to innovative irrigation methods—necessity is the mother of invention.
ترجمهٔ مثال:
کمبود آب باعث شد روشهای جدیدی برای آبیاری ابداع بشه؛ چون خیلی وقتها نیاز، باعث خلق ایدههای تازه میشه.
- Practice makes perfect.
معنی:
با تمرین مداوم، مهارتتون روزبهروز بهتر میشه.
مثال:
Keep practicing the piano—practice makes perfect.
ترجمهٔ مثال:
به تمرین پیانو ادامه بده؛ چون پیشرفت با تمرین به دست میاد.
نکته: این یکی از معروفترین و پرکاربردترین ضربالمثلهای انگلیسیه و احتمالاً از همون سطحهای ابتدایی یادگیری زبان باهاش روبهرو میشید.
- Rome wasn’t built in a day.
معنی:
رسیدن به موفقیت زمان میبره؛ پس نباید انتظار داشته باشید همهچیز یکشبه اتفاق بیفته.
مثال:
Be patient with your progress—Rome wasn’t built in a day.
ترجمهٔ مثال:
برای پیشرفتت صبور باش؛ هیچ موفقیت بزرگی یکشبه به دست نمیاد.
- Slow and steady wins the race.
معنی:
آروم اما پیوسته پیش رفتن، معمولاً نتیجهٔ بهتری از عجله کردن داره.
مثال:
He worked on his project little by little—slow and steady wins the race.
ترجمهٔ مثال:
او پروژهاش رو کمکم و با حوصله پیش برد؛ چون استمرار، از عجله کردن نتیجهٔ بهتری میده.
- The apple doesn’t fall far from the tree.
معنی:
بچهها معمولاً از نظر رفتار، شخصیت یا استعداد، شباهت زیادی به پدر و مادرشون دارن.
مثال:
He’s just as ambitious as his father—the apple doesn’t fall far from the tree.
ترجمهٔ مثال:
اون درست مثل پدرش جاهطلبه؛ چون بچهها معمولاً خیلی شبیه پدر و مادرشون میشن.
- The pen is mightier than the sword.
معنی:
قدرت کلمات، اندیشه و نوشتن از زور و خشونت بیشتره.
مثال:
The activist believed in peaceful protests because the pen is mightier than the sword.
ترجمهٔ مثال:
اون فعال اجتماعی به اعتراضهای مسالمتآمیز اعتقاد داشت، چون باور داشت قدرت اندیشه و کلمات از زور بیشتره.
- The squeaky wheel gets the grease.
معنی:
کسی که مشکلش رو مطرح میکنه و پیگیرش میشه، معمولاً بیشتر مورد توجه قرار میگیره.
مثال:
She kept complaining until the issue was fixed—the squeaky wheel gets the grease.
ترجمهٔ مثال:
اون آنقدر موضوع رو پیگیری کرد تا بالاخره مشکل برطرف شد؛ چون معمولاً کسی که صدای خودش رو به گوش بقیه میرسونه، زودتر به نتیجه میرسه.
نکته: این ضربالمثل بیشتر دربارهٔ پیگیری کردن و مطالبهٔ حقه، نه صرفاً شکایت کردن.
- Time waits for no one.
معنی:
زمان برای هیچکس صبر نمیکنه؛ پس نباید فرصتها رو از دست داد.
مثال:
He realized he couldn’t procrastinate—time waits for no one.
ترجمهٔ مثال:
فهمید که دیگه نباید کارهاش رو عقب بندازه؛ چون زمان منتظر هیچکس نمیمونه.
- Too many cooks spoil the broth.
معنی:
اگر آدمهای زیادی بخوان همزمان یک کار رو مدیریت کنن، احتمال خراب شدن نتیجه بیشتر میشه.
مثال:
The project failed because everyone wanted to lead—too many cooks spoil the broth.
ترجمهٔ مثال:
پروژه شکست خورد، چون همه میخواستن مدیر باشن؛ وقتی آدمهای زیادی بخوان یک کار رو هدایت کنن، نتیجه معمولاً خوب از آب درنمیاد.
- Two wrongs don’t make a right.
معنی:
اشتباه یک نفر، دلیل نمیشه شما هم همون اشتباه رو تکرار کنید.
مثال:
Even if they were rude, don’t be rude back—two wrongs don’t make a right.
ترجمهٔ مثال:
حتی اگر اونها بیادبی کردن، شما هم نباید همون رفتار رو تکرار کنید؛ چون یک اشتباه، اشتباه دیگهای رو توجیه نمیکنه.
- When in Rome, do as the Romans do.
معنی:
وقتی وارد یک کشور یا فرهنگ جدید میشید، بهتره به آداب و رسوم اونجا احترام بذارید و خودتون رو باهاش وفق بدید.
مثال:
While in Japan, she followed local etiquette—when in Rome, do as the Romans do.
ترجمهٔ مثال:
وقتی توی ژاپن بود، آداب و رسوم محلی رو رعایت کرد؛ چون بهتره خودمون رو با فرهنگ جایی که هستیم هماهنگ کنیم.
- When there’s smoke, there’s fire.
معنی:
شایعهها معمولاً کاملاً بیدلیل به وجود نمیان و ممکنه بخشی از اونها حقیقت داشته باشه.
مثال:
The allegations seem credible—when there’s smoke, there’s fire.
ترجمهٔ مثال:
این ادعاها قابلباور به نظر میرسن؛ شاید واقعاً حقیقتی پشت این ماجرا باشه.
نکته: این ضربالمثل نمیگه هر شایعهای درسته؛ فقط میگه بعضی شایعهها ممکنه از یک واقعیت شروع شده باشن.
- You can lead a horse to water, but you can’t make it drink.
معنی:
میتونید به کسی کمک کنید یا راه درست رو نشونش بدید، اما نمیتونید مجبورش کنید اون کمک رو بپذیره.
مثال:
He gave his advice, but they ignored it—you can lead a horse to water, but you can’t make it drink.
ترجمهٔ مثال:
اون نصیحتش رو کرد، اما کسی به حرفش گوش نداد؛ چون در نهایت تصمیم گرفتن با خود آدمه.
- You can’t have your cake and eat it too.
معنی:
نمیشه همزمان از دو انتخابی که با هم در تضاد هستن، هر دو رو داشت.
مثال:
He wanted both independence and companionship—you can’t have your cake and eat it too.
ترجمهٔ مثال:
اون هم استقلال کامل میخواست، هم اینکه همیشه کسی کنارش باشه؛ اما نمیشه هر دو رو همزمان داشت.
