۳۰ ضرب‌المثل رایج انگلیسی همراه با معنی و مثال

  1. A bird in the hand is worth two in the bush.

معنی:

چیزی که همین حالا در اختیار دارید، معمولاً ارزش بیشتری از چیزی داره که فقط احتمال به دست آوردنش وجود داره.

مثال:

He decided not to gamble, realizing that a bird in the hand is worth two in the bush.

ترجمهٔ مثال:

او تصمیم گرفت ریسک نکنه، چون فهمید چیزی که همین حالا داره، از چیزی که فقط احتمال به دست آوردنش وجود داره ارزشمندتره.

  1. A journey of a thousand miles begins with a single step.

معنی:

هر موفقیت بزرگی با یک قدم کوچک شروع می‌شه.

مثال:

She started her business with just one client, proving that a journey of a thousand miles begins with a single step.

ترجمهٔ مثال:

اون کسب‌وکارش رو فقط با یک مشتری شروع کرد و ثابت کرد که هر مسیر بزرگی از اولین قدم شروع می‌شه.

  1. A picture is worth a thousand words.

معنی:

گاهی یک تصویر یا حتی حالت چهره، بیشتر از هزار کلمه حرف برای گفتن داره.

مثال:

Her expression said it all—a picture is worth a thousand words.

ترجمهٔ مثال:

حالت چهره‌اش همه‌چیز رو توضیح می‌داد؛ واقعاً بعضی وقت‌ها یک تصویر از هزار کلمه گویاتره.

  1. An apple a day keeps the doctor away.

معنی:

داشتن تغذیهٔ سالم به حفظ سلامتی و پیشگیری از بیماری کمک می‌کنه.

نکته: منظور این ضرب‌المثل فقط خوردن سیب نیست؛ بلکه روی اهمیت تغذیهٔ سالم تأکید می‌کنه.

مثال:

He’s so conscious about his diet—an apple a day keeps the doctor away!

ترجمهٔ مثال:

اون خیلی مراقب تغذیه‌شه؛ همون‌طور که می‌گن، تغذیهٔ سالم به حفظ سلامتی کمک می‌کنه.

  1. All that glitters is not gold.

معنی:

هر چیزی که ظاهر جذابی داره، لزوماً ارزشمند یا قابل اعتماد نیست.

مثال:

The deal seemed great, but all that glitters is not gold.

ترجمهٔ مثال:

اون معامله در نگاه اول عالی به نظر می‌رسید، اما هر چیزی که برق می‌زنه طلا نیست.

  1. Beggars can’t be choosers.

معنی:

وقتی واقعاً به چیزی نیاز دارید، نمی‌تونید دربارهٔ جزئیاتش سخت‌گیر باشید.

مثال:

They offered him an old car, and he accepted—it’s true that beggars can’t be choosers.

ترجمهٔ مثال:

بهش یک ماشین قدیمی پیشنهاد دادن و قبول کرد؛ بالاخره وقتی آدم نیاز داشته باشه، همیشه حق انتخاب زیادی نداره.

  1. Better safe than sorry.

معنی:

احتیاط کردن همیشه بهتر از پشیمون شدنه.

مثال:

Take an umbrella—better safe than sorry.

ترجمهٔ مثال:

چترت رو بردار؛ احتیاط همیشه بهتر از پشیمونیه.

  1. Birds of a feather flock together.

معنی:

آدم‌هایی که علایق، اخلاق یا طرز فکر مشابهی دارن، معمولاً با هم رفت‌وآمد می‌کنن.

مثال:

They’re always seen together—birds of a feather flock together.

ترجمهٔ مثال:

همیشه این دو نفر رو با هم می‌بینن؛ آدم‌های شبیه هم معمولاً کنار هم جمع می‌شن.

  1. Blood is thicker than water.

معنی:

رابطه‌های خانوادگی معمولاً از رابطه‌های دیگه محکم‌تر و مهم‌ترن.

مثال:

He chose to help his brother because blood is thicker than water.

ترجمهٔ مثال:

تصمیم گرفت به برادرش کمک کنه، چون پیوند خانوادگی براش از هر چیز دیگه‌ای مهم‌تر بود.

  1. Curiosity killed the cat.

معنی:

کنجکاوی بیش از حد ممکنه دردسر درست کنه.

مثال:

Don’t poke around in their personal lives—remember, curiosity killed the cat.

ترجمهٔ مثال:

زیادی توی زندگی شخصی دیگران سرک نکش؛ کنجکاوی بیش از حد گاهی دردسرسازه.

  1. Don’t bite the hand that feeds you.

معنی:

نسبت به کسی که ازت حمایت می‌کنه یا بهت کمک می‌کنه، ناسپاس نباش.

مثال:

You shouldn’t criticize your boss—don’t bite the hand that feeds you.

ترجمهٔ مثال:

بهتره مدام از رئیست ایراد نگیری؛ نباید با کسی که حامیته بدرفتاری کنی.

  1. Don’t count your chickens before they hatch.

معنی:

قبل از اینکه چیزی قطعی بشه، روی موفقیتش حساب باز نکن.

مثال:

He hasn’t got the job yet, so he shouldn’t count his chickens before they hatch.

ترجمهٔ مثال:

هنوز اون شغل رو نگرفته، پس نباید از حالا خودش رو برنده بدونه.

  1. Don’t put all your eggs in one basket.

معنی:

همهٔ امید یا سرمایه‌تون رو روی یک گزینه نذارید.

مثال:

She diversified her investments because she didn’t want to put all her eggs in one basket.

ترجمهٔ مثال:

اون سرمایه‌گذاری‌هاش رو بین چند گزینه تقسیم کرد، چون نمی‌خواست همه‌چیز رو روی یک انتخاب ریسک کنه.

  1. Every cloud has a silver lining.

معنی:

حتی بدترین اتفاق‌ها هم می‌تونن یک جنبهٔ مثبت یا فرصت تازه داشته باشن.

مثال:

Losing the job led him to start his own business—every cloud has a silver lining.

ترجمهٔ مثال:

از دست دادن شغلش باعث شد کسب‌وکار خودش رو راه بندازه؛ گاهی دلِ اتفاق‌های بد، یک فرصت خوب پنهان شده.

  1. If it ain’t broke, don’t fix it.

معنی:

اگر چیزی خوب کار می‌کنه، بی‌دلیل تغییرش نده.

مثال:

The system is working smoothly—if it ain’t broke, don’t fix it.

ترجمهٔ مثال:

سیستم بدون مشکل کار می‌کنه؛ پس لازم نیست بی‌دلیل تغییرش بدی.

  1. It’s better to give than to receive.

معنی:

کمک کردن و بخشیدن به دیگران، معمولاً حس بهتری از فقط دریافت کردن به آدم می‌ده.

مثال:

He volunteers every weekend—it’s better to give than to receive.

ترجمهٔ مثال:

او هر آخر هفته به‌صورت داوطلبانه کار می‌کنه؛ چون باور داره کمک کردن به دیگران، ارزشمندتر از فقط دریافت کردنه.

  1. Necessity is the mother of invention.

معنی:

نیاز و مشکلات، آدم‌ها رو به پیدا کردن راه‌حل‌های خلاقانه وادار می‌کنن.

مثال:

The water shortage led to innovative irrigation methods—necessity is the mother of invention.

ترجمهٔ مثال:

کمبود آب باعث شد روش‌های جدیدی برای آبیاری ابداع بشه؛ چون خیلی وقت‌ها نیاز، باعث خلق ایده‌های تازه می‌شه.

  1. Practice makes perfect.

معنی:

با تمرین مداوم، مهارتتون روزبه‌روز بهتر می‌شه.

مثال:

Keep practicing the piano—practice makes perfect.

ترجمهٔ مثال:

به تمرین پیانو ادامه بده؛ چون پیشرفت با تمرین به دست میاد.

نکته: این یکی از معروف‌ترین و پرکاربردترین ضرب‌المثل‌های انگلیسیه و احتمالاً از همون سطح‌های ابتدایی یادگیری زبان باهاش روبه‌رو می‌شید.

  1. Rome wasn’t built in a day.

معنی:

رسیدن به موفقیت زمان می‌بره؛ پس نباید انتظار داشته باشید همه‌چیز یک‌شبه اتفاق بیفته.

مثال:

Be patient with your progress—Rome wasn’t built in a day.

ترجمهٔ مثال:

برای پیشرفتت صبور باش؛ هیچ موفقیت بزرگی یک‌شبه به دست نمیاد.

  1. Slow and steady wins the race.

معنی:

آروم اما پیوسته پیش رفتن، معمولاً نتیجهٔ بهتری از عجله کردن داره.

مثال:

He worked on his project little by little—slow and steady wins the race.

ترجمهٔ مثال:

او پروژه‌اش رو کم‌کم و با حوصله پیش برد؛ چون استمرار، از عجله کردن نتیجهٔ بهتری می‌ده.

  1. The apple doesn’t fall far from the tree.

معنی:

بچه‌ها معمولاً از نظر رفتار، شخصیت یا استعداد، شباهت زیادی به پدر و مادرشون دارن.

مثال:

He’s just as ambitious as his father—the apple doesn’t fall far from the tree.

ترجمهٔ مثال:

اون درست مثل پدرش جاه‌طلبه؛ چون بچه‌ها معمولاً خیلی شبیه پدر و مادرشون می‌شن.

  1. The pen is mightier than the sword.

معنی:

قدرت کلمات، اندیشه و نوشتن از زور و خشونت بیشتره.

مثال:

The activist believed in peaceful protests because the pen is mightier than the sword.

ترجمهٔ مثال:

اون فعال اجتماعی به اعتراض‌های مسالمت‌آمیز اعتقاد داشت، چون باور داشت قدرت اندیشه و کلمات از زور بیشتره.

  1. The squeaky wheel gets the grease.

معنی:

کسی که مشکلش رو مطرح می‌کنه و پیگیرش می‌شه، معمولاً بیشتر مورد توجه قرار می‌گیره.

مثال:

She kept complaining until the issue was fixed—the squeaky wheel gets the grease.

ترجمهٔ مثال:

اون آن‌قدر موضوع رو پیگیری کرد تا بالاخره مشکل برطرف شد؛ چون معمولاً کسی که صدای خودش رو به گوش بقیه می‌رسونه، زودتر به نتیجه می‌رسه.

نکته: این ضرب‌المثل بیشتر دربارهٔ پیگیری کردن و مطالبهٔ حقه، نه صرفاً شکایت کردن.

  1. Time waits for no one.

معنی:

زمان برای هیچ‌کس صبر نمی‌کنه؛ پس نباید فرصت‌ها رو از دست داد.

مثال:

He realized he couldn’t procrastinate—time waits for no one.

ترجمهٔ مثال:

فهمید که دیگه نباید کارهاش رو عقب بندازه؛ چون زمان منتظر هیچ‌کس نمی‌مونه.

  1. Too many cooks spoil the broth.

معنی:

اگر آدم‌های زیادی بخوان هم‌زمان یک کار رو مدیریت کنن، احتمال خراب شدن نتیجه بیشتر می‌شه.

مثال:

The project failed because everyone wanted to lead—too many cooks spoil the broth.

ترجمهٔ مثال:

پروژه شکست خورد، چون همه می‌خواستن مدیر باشن؛ وقتی آدم‌های زیادی بخوان یک کار رو هدایت کنن، نتیجه معمولاً خوب از آب درنمیاد.

  1. Two wrongs don’t make a right.

معنی:

اشتباه یک نفر، دلیل نمی‌شه شما هم همون اشتباه رو تکرار کنید.

مثال:

Even if they were rude, don’t be rude back—two wrongs don’t make a right.

ترجمهٔ مثال:

حتی اگر اون‌ها بی‌ادبی کردن، شما هم نباید همون رفتار رو تکرار کنید؛ چون یک اشتباه، اشتباه دیگه‌ای رو توجیه نمی‌کنه.

  1. When in Rome, do as the Romans do.

معنی:

وقتی وارد یک کشور یا فرهنگ جدید می‌شید، بهتره به آداب و رسوم اونجا احترام بذارید و خودتون رو باهاش وفق بدید.

مثال:

While in Japan, she followed local etiquette—when in Rome, do as the Romans do.

ترجمهٔ مثال:

وقتی توی ژاپن بود، آداب و رسوم محلی رو رعایت کرد؛ چون بهتره خودمون رو با فرهنگ جایی که هستیم هماهنگ کنیم.

  1. When there’s smoke, there’s fire.

معنی:

شایعه‌ها معمولاً کاملاً بی‌دلیل به وجود نمیان و ممکنه بخشی از اون‌ها حقیقت داشته باشه.

مثال:

The allegations seem credible—when there’s smoke, there’s fire.

ترجمهٔ مثال:

این ادعاها قابل‌باور به نظر می‌رسن؛ شاید واقعاً حقیقتی پشت این ماجرا باشه.

نکته: این ضرب‌المثل نمی‌گه هر شایعه‌ای درسته؛ فقط می‌گه بعضی شایعه‌ها ممکنه از یک واقعیت شروع شده باشن.

  1. You can lead a horse to water, but you can’t make it drink.

معنی:

می‌تونید به کسی کمک کنید یا راه درست رو نشونش بدید، اما نمی‌تونید مجبورش کنید اون کمک رو بپذیره.

مثال:

He gave his advice, but they ignored it—you can lead a horse to water, but you can’t make it drink.

ترجمهٔ مثال:

اون نصیحتش رو کرد، اما کسی به حرفش گوش نداد؛ چون در نهایت تصمیم گرفتن با خود آدمه.

  1. You can’t have your cake and eat it too.

معنی:

نمی‌شه هم‌زمان از دو انتخابی که با هم در تضاد هستن، هر دو رو داشت.

مثال:

He wanted both independence and companionship—you can’t have your cake and eat it too.

ترجمهٔ مثال:

اون هم استقلال کامل می‌خواست، هم اینکه همیشه کسی کنارش باشه؛ اما نمی‌شه هر دو رو هم‌زمان داشت.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
به بالا بروید